تبليغاتX
نگاه
نقطه سر خط
 

 

هیچی  ندارم  واسه  گفتن  هیچی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 17:56  توسط ورونیکا  | 

سلام

دیروز تولدم بود

کلی پیام ( اس ام اس ) تولدت مبارک دریافت کردم

اما

عیچ کی منو دوست نداره آخه هیچ کادو یا هدیه مخصوص تولد دریافت نکردم.

آخه تولد بدون هدیده تولد هم مگه می شه؟

چقدر کادوهای رنگا رنگ توی ذهنم بود واسه دیروز اما هیچی در کار نبود.

ان شالله سال دیگه.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:32  توسط ورونیکا  | 

سلام دوستای خوبم مرسی از اینکه برای من پیام می دید فقط خواهش می کنم به جای من برای کسی که برای من پیغام می ذاره پاسخی ندید.

 

کویر مرا بازی آب و سراب آموخت

از بس سراب دیدم دل از آب بریدم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 19:37  توسط ورونیکا  | 

سلام

فکر کنم دارم مثل سر برگ پستهام بی عنوان می شم

من خسته شدم از محیط زندگیم

از جایی که زندگی می کنم و هستم

خسته شدم از بس دور بودم از آدمها و کسایی که دوستشون دارم

می خوام برم

جایی دیگه

جایی که فقط کسایی باشن که دوستشون دارم

و

دوستم دارن

برام دعا کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 12:16  توسط ورونیکا  | 

از مدیر موفقی پرسیدند :

راز موفقیت شما چه بود ؟

گفت دو کلمه است.

آن چیست؟ تصمیم های درست.

و شما چگونه تصمیم های درست گرفتید؟

پاسخ آن یک کلمه است.

آن چیست؟ تجربه.

و شما چگونه تجربه اندوزی کردید؟

پاسخ دو کلمه است.

آن چیست؟ تصمیم های اشتباه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 10:54  توسط ورونیکا  | 

 

وقتی احساس بیهودگی می کنید چی کار می کنید؟

چرا بعضی وقتها خودمون باعث می شیم

هیچی از زندگی نفهمیم ؟ ؟ ؟

 

اینم جزیی از زندگیه؟

اگه هست عجب عجیبه . . .

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 14:56  توسط ورونیکا  | 

دارم مثل سر برگ نوشته هام بی عنوان می شم

دارم پر می شم از خالی بد نیست اما خوبم نیست

هنوزم همه چیز عجیبو غریبه اما نمی شه گفت مثل قبلا تقریبا همه چی تغییر کرده

بازم میام

و

بازم برام دعا کنید

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 20:32  توسط ورونیکا  | 

خیلی خسته ام نیومدم حالا هم که بعد از مدتها اومدم تا چیزی اینجا بنویسم اومدم بگم خسته ام . . .

این روزها هیچی سر جاش نیست . . .

برام دعا کنید . . .

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 22:36  توسط ورونیکا  | 

 

دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد

من نیز دل به باد دهم هر چه بادا باد

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:42  توسط ورونیکا  | 

 

 

در دایره ای که آمدن و رفتن ماست

آن را نه بدایت و نه نهایت پیداست

کسی دمی نمی زند حرف در این معنی راست

که این آمدن از کجا و رفتن به کجاست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 13:22  توسط ورونیکا  |